مرتضى مطهرى
897
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مىشود به دست و گردن فطرت انسان . در تعبير آيهء قرآن راجع به حضرت رسول [ آمده است : ] وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ « 1 » بار سنگينشان را از دوششان برداشت و غلهايى كه بر آنها بود از آنها برگرفت . مسلّم مقصود از آن غلها غلهاى چوبى يا آهنى نيست ، مقصود همان غلهاى عادات و تقاليد و خرافات و جهالات است كه پيغمبر اكرم از آنها گرفت . وقتى اينها را از انسان بگيرند فطرت انسان به حالت اول برمىگردد . مثل يك مريض كه چون طبيعتش يك بيمارى پيدا كرده اين بيمارى نمىگذارد جهازات بدن او فعاليت طبيعى خودشان را بكنند . وقتى كه با آن بيمارى و آن ميكروب مبارزه شد و آن را از بدنش دور كرديد بعد مىبينيد بيمار در ظرف چند روز سلامت خودش را باز مىيابد ، رنگ و رويش خوب مىشود ، چاق و سرحال مىشود . مترَف بودن ، يك مانع اخلاقى و اجتماعى موانع اخلاقى و اجتماعى براى انسان زياد است . يكى از بزرگترين موانع آن چيزى است كه قرآن آن را مترف بودن ناميده است ؛ يعنى اگر انسان در زندگى به اسراف و تَرَف و تجمل و زياده روى و خلاصه به حيوانىگرى عادت كند و زندگى را به اين امور تبديل نمايد ، اين خودش يكى از بزرگترين حجابهاست . اگر انسان در نظام اجتماعى در وضعى قرار بگيرد كه منافع و مصالح دنيايىاش در يك طرف قرار بگيرد و حكم فطرتش در طرف ديگر ، اينجا شانس اينكه فطرت بتواند فعاليت كند صد درصد منتفى نيست ولى البته ضعيف هست . ولى اگر انسان در مذهب ، از نظر دنيايى منافعى نداشته باشد مضارى هم نداشته باشد قهراً فطرت انسان مىپذيرد . و اگر نه تنها منافع دارد بلكه پذيرش مذهب پاسخگويى به فطرت خودش است و با پذيرش مذهب ، هم به فطرت خودش پاسخ گفته و هم در همان حال منافعش تأمين شده ، او در آنِ واحد دو عامل براى پذيرش مذهب دارد و براى او مذهب هم فال است و هم تماشا . به عنوان مثال ، شما راست گفتن و دروغ گفتن را در نظر بگيريد . يك وقت انسان اگر راست بگويد نه چيزى از او مىگيرند نه چيزى به او مىدهند . وجدانش حكم مىكند كه راست بگويد ، با خود مىگويد چرا دروغ بگويم ، اين دروغ گفتن چه فايدهاى دارد ؟ حالا كه در دروغ گفتن فايدهاى نيست و در راست گفتن هم ضررى نيست و فرق نمىكند ، من چرا دروغ بگويم ، راستش را مىگويم . يك وقت هست انسان در راست گفتن زيان مىبيند ، اگر راست بگويد نيمى از زندگيش را از دست داده . اينجا وجدانش به او مىگويد راست بگو ولى منافعش نمىگذارد راست بگويد . اين منافع يك حجابى است در راه اين وجدان . و يك وقت انسان اگر راست بگويد علاوه بر اينكه
--> ( 1 ) اعراف / 157 .